تبليغاتX
بامداد

بامداد

یکی برای همه ، همه برای یکی

بی تردید روزی خواهد آمد که آسمان آبی دنیا در صلح

و همه مهربان و برابر خواهند بود

برای آنانی که تحول می خواهند...

قهرمان طبقه کارگر

از آن دم که متولد می شوی وادارت می کنند که

خود را خوار و کوچک بشماری

در عوض این ها به تو زمان نمی دهند

تا آن دم که درد بس بزرگ است

تو هیچ حس اش نمی کنی

در خانه آزارت می دهند و در مدرسه کتکت می زنند

از تو اگر باهوش باشی متنفر می شوند

و احمق را حقیر می شمارند

تا آن دم که یک لوده لعنتی هستی

از قانونشان می توانی تبعیت کنی

وقتی بیست سال تمام تو را ترساندند و شکنجه ات کردند

آنگاه منتظر هستند تا تو مسیر و شغل ات را انتخاب کنی

و آنگاه که نمی توانی وظیفه ات را به شکل کامل انجام دهی

ترس بر سراسر وجودت چیره می شود

اندیشه و فکرت را با مذهب,سکس و تلوزیون مشغول می کنند

و تو در تصورت خود را رها,نابغه,آزاد اندیش و با استعداد می بینی

اما تا آنجا که من می بینم تو هم چنان همان رعیت لعنتی حقیر هستی

آنان هم چنان به تو می گویند که یک جای خالی آن بالا برایت هست

اما در ابتدا لازم است که یاد بگیری چگونه هنگامی که می کشی

لبخند بزنی

اگر که تو می خاهی مانند عالی مقامان باشی

قهرمان طبقه کارگر ,چیزی ست برای بودن

قهرمان طبقه کارگر ,هدفی است برای بودن

اگر می خواهی قهرمان باشی

مرا درک کن و دنبالم بیا ...

جان لنون

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 17:0  توسط قلم اندیش  | 

پیام سروش فرهادیان

چه گفتني بهتر از ديدن.

دوستان عزيزم در انجمن علمي ارتباطات
سلام
قرار بود كه پنجشنبه با هم ديداري داشته باشيم براي من اين ديدار دو حسن داشت، يكي در خدمت شما نشستن ودوم حضور دوباره در دانشگاهي كه از آن خاطرات زيادي در
دل دارم.
نشد.
يعني بهتر است كه بگويم
محال بود كه بشود.
اما با اين باور كه «فرض محال، محال نيست» دل به ديدار خوش كرده بوديم.
به دوستانتان كه به نمايندگي از انجمن براي دعوت از من به دفتر كارم تشريف آورده بودند هم از ابتدا گفتم كه: «محال است».«محال».
مي‌خواستم برايتان از چالشهاي روزنامه نگاري عملي بگويم.
گفتم.
يا بهتر بگويم ديديد.
مي‌خواستم برايتان بگويم كه روزنامه‌نگاري يعني زندگي در شرايط سخت. يعني زندگي در ميان خطوط قرمز. يعني زندگي در[...]
چه گفتني بهتر از ديدن.
خاطرات دانشگاه را كه در دل دارم، ديدار روي ماهتان هم بماند براي وقتي كه ماه كامل شد.

                                                   *******

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 21:32  توسط قلم اندیش  | 

باز هم درب مراکز فرهنگی را بر روی ما بستند

جریان از این قرار است

صبح روز پنج شنبه ۲۲آذر ۱۳۸۶ انجمن علمی گروه ارتباطات دانشگاه آزاد اسلامی اراک از سروش

فرهادیان سر دبیر هفته نامه عطر یاس دعوت بعمل آوردند تا به عنوان روزنامه نگاری که این حرفه

را به صورت تجربی آموخته است. دانشجویان روزنامه نگاری را با چالشهایی که با آن روبرو می شوند

هر چند کوتاه و مختصر آشنا کنند.

اما متاسفانه حراست این دانشگاه صبح روز چهار شنبه بدون هیچگونه اطلاعی به انجمن علمی

اقدام به پاره کردن تراکتهای این مراسم کردو از ورود سروش فرهادیان به دانشگاه ممانعت به عمل

آوردند.باز هم حقوق عادی دانشجویان پایمال شد و جلسه ای که کاملا آموزشی بود لغو شد.

البته سروش فرهادیان در جلسه دعوتنامه نیز بیان کرد که دانشگاه از ورود وی ممانعت می کند

اما...

بار دیگر فضای غیر دمو کراتیک دانشگاه را به ما نشان دادند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 19:42  توسط قلم اندیش  |