تبليغاتX
بامداد

بامداد

یکی برای همه ، همه برای یکی

نورالدین کیانوری از رهبران حزب توده ایران.

نورالدین کیانوری فرزند مهدی، نوهء شیخ فضل‌الله نوری بود. تحصیلات خود را در ایران و آلمان در دانشگاه آخن انجام داد و دکترای مهندسی راه و ساختمان گرفت.

پس از سقوط رضاشاه به ایران آمد و به حزب توده، که تازه تأسیس شده بود، پیوست. در دوران پس از کودتای ۲۸ مرداد در سال 1336 مجبور به ترک ایران شد.

در سال ۱۳۵۷ به دبیرکلی حزب توده ایران رسید و سیاست این حزب در جهت دفاع از انقلاب ایران را به پیش برد. او در نظر داشت با تعمیق جنبه طبقاتی و ضد امپریالیستی انقلاب را تعمیق و نبرد «که بر که» در صدر حاکمیت را به نفع جناح های رادیکال سوق دهد. حمایت گاه بیش از حد و یک سو نگر این حزب از انقلاب ایران و آیت‌الله خمینی ، پر بها دادن به جنبه ضد آمریکایی و ناچیز گرفتن تضییق آزادی ها از طرف رژیم به رهبری وی انجام شد.

او در ۱۳۶۲ همراه با بسیاری از رهبران، اعضا و هواداران حزب دستگیر و شکنجه شد و در مصاحبه‌های تلویزیونی که دستگاه‌های اطلاعاتی جمهوری اسلامی ترتیب داده بودند شرکت کرد و به «انتقاد از حزب توده» پرداخت. او تا پایان زندگی تحت نظر بود و در سال‌های آخر همچنان از حزب و اعتقادات خود دفاع می‌کرد. در سال 1378 در گذشت.

از دانش نامه ویکی پدیا

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 20:29  توسط قلم اندیش  | 

فلسفه مارکس

مسئله عمده در موضوع فلسفه مارکسیستی عبارت است از چگونگی پاسخی که به مسئله اساسی فلسفه داده می شود. فلسفه مارکسیستی ماتریالیسم دیالکتیک است. فلسفه مارکسیستی از یک سو ماتریالیسم است یعنی هم معتقد است که ماده بر شعور تقدم دارد و هم معتقد است که شعور انسانی می تواند جهان را بشناسد و شناخت انسانی از لحاظ محتوی واقعی خود معتبر است. این فلسفه در همه جهات جهان را آن طور که در واقع هست می بیند. فلسفه مارکسیستی از سوی دیگر دیالکتیکی است زیرا که جهان مادی را در حال حرکت و تکامل و تجدد دائمی می نگرد و اسلوب علمی او در شناخت و تغییر طبیعت و جامعه دیالکتیک ماتریالیستی است. فلسفه مارکسیستی علمی است که بر پایه حل صحیح مسئله اساسی فلسفه، عام ترین و کلی ترین قوانین تکامل جهان مادی و راه های شناخت آن و طرق تغییر و تحول آن را مطالعه می کند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 19:11  توسط قلم اندیش  |