تبليغاتX
بامداد

بامداد

یکی برای همه ، همه برای یکی

روز جهانی کارگر چگونه زاده شد؟

محسن حکیمی  به مناسبت اول ماه مه – 1 )

رویدادهای ماه مه 1886 از دل جنبش کارگری برای کاهش زمان کار به وجود آمد. این جنبش در دهه 1860 در آمریکا مبارزه برای 8 ساعت کار را در دستور کار خود قرار داد. در سال 1863 اتحادیه ماشین کاران فیلادلفیا بر زمینه جنگ داخلی بردگان علیه برده داران مبارزه برای تحقق 8 ساعت کار را در اولویت قرار داد. در سال 1884 یک سازمان کارگری (FOTLU ) که بعدأ به فدراسیون کارگران آمریکا (AFL ) تبدیل شد قطعنامه ای صادر و اعلام کرد که از اول ماه مه 1886 روز کار باید 8 ساعت شود. تا پیش از ماه مه 1886 بیش از 30000 نفر از کارگران آمریکا 8 ساعت کار را به دست آوردند. اما اکثر سرمایه داران در مقابل این خواست مقاومت کردند. در روز اول ماه مه 1886 به رغم تبلیغات کارفرمایان که می گفتند کارگران در این روز دست به خشونت خواهند زد صدها هزار کارگر آمریکایی به صورت مسالمت آمیز اعتصاب و راه پیمایی کردند. بزرگ ترین تظاهرات در شیکاگو شکل گرفت که در آن 90000 کارگر راه پیمایی کردند. رهبری این تظاهرات عمدتأ در دست کارگران آنارشیست بود. ۳5 هزار نفر از کارگران بسته بندی گوشت در شیکاگو در همین روز موفق شدند 8 ساعت کار را به دست آورند. ساموئل گومپرز، رهبر فدراسیون کارگران آمریکا، در سخنرانی خود در همین روز در نیویورک گفت از روز اول ماه مه همیشه به عنوان صدور دومین اعلامیه استقلال آمریکا یاد خواهد شد. اعتصاب و تظاهرات در روزهای دوم و سوم ماه مه نیز ادامه یافت. در بعد از ظهر سوم ماه مه کارگران چوب بری شیکاگو در محل کارخانه خود تجمع کرده بودند و یکی از رهبران کارگران به نام اسپایز برای آنان سخنرانی می کرد. در نزدیکی این محل، کارخانه مک کورمیک قرار داشت که ماشین آلات کشاورزی تولید می کرد. کارگران این کارخانه نیز برای 8 ساعت کار اعتصاب کرده بودند. اما کارفرما آنان را به کارخانه راه نمی داد و به جای آنان عده ای اعتصاب شکن را به کار گمارده بود. کارگران اعتصابی پشت در کارخانه تجمع کرده بودند. چند صد تن از کارگران چوب بری به قصد حمایت از این کارگران و برای تنبیه اعتصاب شکنان در هنگام تعویض شیفت به سوی این کارخانه راه افتادند. پلیس شیکاگو به محض اطلاع از قصد این کارگران به فاصله ۱5 دقیقه در محل حاضر شد و برای متفرق کردن کارگران شروع به تیراندازی کرد. با شنیدن صدای تیر سایر کارگران چوب بری نیز به قصد کمک به رفقای خود به سمت کارخانه مک کورمیک حرکت کردند. اما پلیس راه را بر آنان بست و به سویشان تیراندازی کرد. در این تیراندازی دست کم چهار نفر از کارگران کشته و عده زیادی زخمی شدند. پس از این واقعه آگوست اسپایز دو اعلامیه به زبان های انگلیسی و آلمانی صادر کرد.عنوان اعلامیه اول این بود: انتقام! کارگران مسلح شوید! که در آن مسئولیت کشتار کارگران بر عهده کارفرمایان گذاشته شده بود. اعلامیه دیگر کارگران را برای روز بعد به شرکت در یک تجمع در میدان تره بار شیکاگو برای محکوم کردن کشتار کارگران فرا می خواند. روز چهارم ماه مه 1886 بازداشت و سرکوب وسیع کارگران آغاز شد. اما به رغم این سرکوب، در بعد از ظهر این روز حدود 3000 کارگر در میدان تره بار شیکاگو جمع شدند. نخست آگوست اسپایز و آلبرت پارسونز هر دو از رهبران کارگران سخنرانی کردند و پس از این که آنان محل را ترک کردند ساموئل فیلدن یکی دیگر از رهبران کارگران در حال سخنرانی بود که 180 نفر پلیس سر رسیدند و از کارگران خواستند متفرق شوند. فیلدن اعتراض کرد و گفت که تجمع کارگران مسالمت آمیز است. در همین اثنا از میان کارگران بمبی به طرف پلیس پرتاب شد که با انفجار آن 66 پلیس زخمی شدند که سپس 7 نفر از آن ها مردند. پس از این حادثه پلیس به سوی کارگران آتش گشود که در جریان آن 200 نفر از کارگران زخمی و چندین نفر کشته شدند. به دنبال موج سرکوب 8 تن از رهبران کارگران که همه آنارشیست بودند دستگیر شدند. از این 8 تن در هنگام بمب اندازی فقط یکی در محل حضور داشت که او هم در حال سخنرانی بود. دادگاه، به جز یکی که به 51 سال حبس محکوم شد بقیه را به اعدام محکوم کرد. دو تن از محکومان به اعدام تقاضای عفو کردند که پذیرفته شد و حکم آنان به حبس ابد تقلیل یافت. یکی دیگر از اعدامی ها در زندان خودکشی کرد و چهار نفر بقیه به نام های آگوست اسپایز، آلبرت پارسونر، آدولف فیشر و جرج انگل در 11 نوامبر 1887 اعدام شدند. 6 سال بعد فرماندار ایلی نوی سه کارگر زندانی را آزاد و اعلام کرد که کارگران اعدام شده بی گناه بوده اند. و بدین سان معلوم شد که کل قضیه پرتاب بمب و محاکمه کارگران توطئه ای برای سرکوب جنبش کارگری بوده است.

سال های 1886 تا 1888 سال های سرکوب کارگران آمریکا بود. اما کارگران سایر کشورها به ویژه کشورهای اروپایی به حمایت از کارگران آمریکایی برخاستند. در اثر این حمایت ها فدراسیون کارگران آمریکا در سال 1888 پیشنهاد کرد که روز اول ماه مه1890 به روز تحقق 8 ساعت کار از طریق اعتصاب و تظاهرات تبدیل شود. در سال 1889به مناسبت صدمین سالگرد انقلاب کبیر فرانسه بیش از 400 هیأت نمایندگی در کنگره بین المللی سوسیالیست ها که در واقع کنگره موسس انترناسیونال دوم بود، در پاریس حضور به هم رساندند. ساموئل گومپرز رهبر فدراسیون کارگران آمریکا نیز نماینده خود را به این کنگره اعزام کرده بود تا پیشنهاد فوق را مطرح کند. این کنگره قطعنامه ای صادر کرد و در آن تمام کارگران جهان را به اعتصاب و تظاهرات در اول ماه مه 1890 فرا خواند. در این روز کارگران آمریکا و اروپا و نیز شیلی، پرو و کوبا به این فراخوان پاسخ مثبت دادند. فردریش انگلس که در این روز خود در اجتماع نیم میلیون نفری کارگران انگلیس در هاید پارک لندن حضور داشت، این تجمع را چنین گزارش کرد: هم اکنون که دارم این سطور را می نویسم، پرولتاریای اروپا و آمریکا دارد از نیروهای خود سان می بیند. این نیروها برای نخستین بار به سان یک ارتش و زیر یک پرچم بسیج شده اند تا برای یک هدف فوری یعنی 8 ساعت کار در روز بجنگند. با آن که قطعنامه فوق کارگران را فقط برای اول ماه مه 1890 به تظاهرات فرا خوانده بود، اما این رویداد در سال های بعد نیز تکرار شد و بدین سان روز تاریخی اول ماه مه یعنی روز جهانی کارگر پدید آمد.

کارل مارکس:تمام فلاسفه تاکنون جهان را به شیوهای گوناگون تفسیر کرده اند

مقصود تغییر آن است.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 20:41  توسط قلم اندیش  | 

زنده باد اول ماه مه

روز جهانی کارگر

۱۱ اردیبهشث روز جهانی کارگر را به تمام کارگران تبریک میگویم.

با امید به دیدن روز آگاهی کارگران و براندازی نظام بورژوازی و برقراری

آزادی و عدالت در سراسر کره خاکی

کارل مارکس:کارگران همه کشورها متحد شوید.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 20:5  توسط قلم اندیش  | 

م

((من))اول شخص مفرد است.

او خیلی خود خواه است.

او همه چیز را متعلق به خود می داند.

((ما))اول شخص جمع است.

آنها تمام انسانها را دوست دارند.

آنها همه چیز را متعلق به جمع می دانند.

((ما)) می گوییم:اول شخص را از بین خواهیم برد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 1:30  توسط قلم اندیش  | 

ک

آنها در یک کارخانه کار می کنند.

آنها کارگر هستند.

آنها اول هیچ نداشتند و حالا هم ندارند.

آنها همیشه کار کرده و می کنند.

آنها نیروی کار خود را می فروشند.

آنها فقیر هستند.

علت فقرشان این است که صاحب ابزار تولید نیستند.

کارگران می گویند کارخانه ها و .... باید در اختیار همه باشد.

آنها برای این منظور مبارزه می کنند.

آنها به حرکت تاریخ علاقمندند.

آینده در دست آنهاست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 19:44  توسط قلم اندیش  | 

 

این پست برای آموزش کلاس اولیها نوشته میشه ولی بزرگترام بخونن

بد نیست.در هر قسمت یکی از حروف الفبا را آموزش میدم.

من بیش از دو نژاد در دنیا نمیشناسم

کارگر،سرمایه دار

((ماکسیم گورکی))

ن

نان،نان

بتو نان نمی دهیم.

چرا بمن نان نمی دهید؟

برای اینکه تو امروز کار نکردی،به بقیه که کار کرده اند ،نان می دهیم.

نان،نان

بتو یک نصف نان می دهیم.

چرا به من یک نصف نان می دهید؟

برای اینکه تو امروز نصف کاری که باید می کردی، کرده ای.

نان،نان

بتو یک نان درسته می دهیم.

چرا به من یک نان درسته می دهید؟

برای اینکه تو امروز تمام کاری که باید می کردی ،کرده ای.

هر کس که کار نکند،نباید به او نان داد. 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 17:29  توسط قلم اندیش  | 

 
آرمان پرستی انقلابی ما رکسیستی تخیل و رویا نیست.علم است و آرمان پرست انقلابی مارکسیست رویاباف نیست.سیاستمدار خردمند واقع بین و فداکار،معمار بصیر  زندگی نوین انسا نی در شکل مشخص و قابل تحقق تاریخی آن است.واز تلاش خود نتیجه های فزونتر از مقدور نمی خواهدواگر هم دست نداد از تلاش باز نمی ایستد!

رفیق احسان طبری

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 20:18  توسط قلم اندیش  | 

 

قابل توجه بعضی از دوستان

((استالین)):آنان که رای می دهند کسی را انتخاب نمی کنند٬آنان که رای می شمارند نمایندگان را

انتخاب می کنند.

از تجارب گذشته استفاده کنیم و فراموشکار نباشیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 19:17  توسط قلم اندیش  | 

نوروز باستانی

یادواره شکوه آریایی و یگانه یادگادر جمشید

بر همه ایرانیان

پاک پندار و راست گفتار و نیک کردار

مبارک و خجسته باد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 18:51  توسط قلم اندیش  | 

 

گرامی باد صدمین سالگرد 8 مارس! 

 

جامعه سرمایه داری همواره بر اساس ستم و نابرابری انسانها چرخیده است. در جهان طبقاتی امروز و در قرن بیست یکم علیرغم مبارزات و جانفشانی های دهها ساله طبقه کارگر و توده های محروم جوامع مختلف، هنوز نابرابری بر زندگی اجتماعی میلیاردها انسان سنگینی میکند.

تبعیض بر اساس جنسیت شاخص قوانین حاکم بر دنیای امروز و یک  رکن مناسبات در جامعه سرمایه داری است. فرودستی زن این محصول افکار کهن و مذاهب، یکی از پایه های جوامع سرمایه داری امروز است. از آمریکا و اروپا گرفته تا کشورهای آسیا و آفریقا، دولت و قانون، نهاد مذهب و خانواده، تحمیق فکری رسانه ها و اشاعه جهل و خرافه ابزار تدوام و باز تولید ستم بر زنان در تمام دنیا است.

تنها با سرنگونی بورژوازی و برقراری حکومت کارگری می توان ستم جنسی را از ریشه کند و برابری کامل زنان با مردان را متحقق کرد. در ایران اگر اپوزیسیون بورژوایی با ستم بر زنان و اسلام مماشات میکنند، این ناشی از اشتراک منافع کل بورژوازی در حفظ ستم بر زنان در اشکال گوناگون است.

زنان و مردان آزادیخواه!

در هشت مارس امسال قوانین بقا نظام ضد انسانی موجود و مناسبات و قوانینی که فرو دستی زن را ممکن میکند مورد حمله قرار دهیم! زندگی انسانی با تمام ابعاد آن و با تمام طول و عرضش، بی هیچ حد و مرز ی ابتدائی ترین حق هر انسانی، زن و مرد است.

 

زنده‌ باد 8 مارس روز جهانی زن

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 19:18  توسط قلم اندیش  | 

بی تردید روزی خواهد آمد که آسمان آبی دنیا در صلح

و همه مهربان و برابر خواهند بود

برای آنانی که تحول می خواهند...

قهرمان طبقه کارگر

از آن دم که متولد می شوی وادارت می کنند که

خود را خوار و کوچک بشماری

در عوض این ها به تو زمان نمی دهند

تا آن دم که درد بس بزرگ است

تو هیچ حس اش نمی کنی

در خانه آزارت می دهند و در مدرسه کتکت می زنند

از تو اگر باهوش باشی متنفر می شوند

و احمق را حقیر می شمارند

تا آن دم که یک لوده لعنتی هستی

از قانونشان می توانی تبعیت کنی

وقتی بیست سال تمام تو را ترساندند و شکنجه ات کردند

آنگاه منتظر هستند تا تو مسیر و شغل ات را انتخاب کنی

و آنگاه که نمی توانی وظیفه ات را به شکل کامل انجام دهی

ترس بر سراسر وجودت چیره می شود

اندیشه و فکرت را با مذهب,سکس و تلوزیون مشغول می کنند

و تو در تصورت خود را رها,نابغه,آزاد اندیش و با استعداد می بینی

اما تا آنجا که من می بینم تو هم چنان همان رعیت لعنتی حقیر هستی

آنان هم چنان به تو می گویند که یک جای خالی آن بالا برایت هست

اما در ابتدا لازم است که یاد بگیری چگونه هنگامی که می کشی

لبخند بزنی

اگر که تو می خاهی مانند عالی مقامان باشی

قهرمان طبقه کارگر ,چیزی ست برای بودن

قهرمان طبقه کارگر ,هدفی است برای بودن

اگر می خواهی قهرمان باشی

مرا درک کن و دنبالم بیا ...

جان لنون

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 17:0  توسط قلم اندیش  |